http://www.20tools.com/beautification/03/img/www.20tools.com-1.png
پادشاه 11 دانگچئون
دانگچئون (248-227 میلادی)، یازدهمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
محتویات
[نهفتن]سابقه[ویرایش]
او نوه هشتمین فرمانروای گوگوریو، پادشاه سیندائه، و پسر دهمین فرمانروای گوگوریو، پادشاه سانسانگ، بود. مادر او ملکه دوم امپراطور سانسانگ بود. او در سال 213 میلادی ولیعهد شد، و پس از مرگ سانسانگ به سلطنت رسید.
حکومت[ویرایش]
دانگچئون، در میان رقابت قدرتهای بزرگ چین "Gongsun yuan" و "Wu" شرقی و "Cao Wei"، بازیی را آغاز کرد. در سال 234 میلادی، دانگچئون، یک نماینده به "Wei" برای برقراری صلح فرستاد. در سال 236 میلادی، یک سفیر به نام "Hao Wei"، از "Wu" برای در خواست صلح به گوگوریو رسید. دانگچئون، آن سفیر را برای ماهها نگهداشت و عاقبت سر او را برای "Wei"، قرستاد.
در سال 238 میلادی، دانگچئون توانست با "Wei"، برای نابودی خانواده "Gongsun" و از بین بردن نفوذ آنها بر شبه جزیره "Liaodong" و سایر نواحی مرزی گوگوریو هم پیمان شود. دانگچئون در سال 242 میلادی، یک ارتش برای حمله به قلعه یودانگ فرستاد و خاک گوگوریو را با موفقیت گسترش داد.
جنگ علیه "Gongsun" با موفقیت همراه بود، اما متحد گوگوریو، "Wei"، سرانجام به یک تهدید جدید تبدیل شد، و دانگچئون دستور حمله به "Wei" را صادر کرد. "Wei" یک نیروی 10,000 نفری را برای حمله به گوگوریو فرستاد و پایتخت آن، "Hwando"، را تصرف کرد، و دانگچئون مجبور شد تا پایتخت را به صورت موقت در سال 247 میلادی به "Pyongyang" منتقل کند. از "Pyongyang"، دانگچئون به مقابله با نیروهای "Wei" پرداخت و توانست سرزمینهای اشغال شده را پس بگیرد.
درآن هنگام، یک ژنرال گوگوریو، به نام "유유,紐由)"Yu Yu)، به اردوگاه "Wei" رفت و فرمانده نادان "Wei" تصور کرد که گوگوریو تصمیم به تسلیم شدن گرفته است. "Yu Yu" از فرصت بدست آمده استفاده کرد و فرمانده را به قتل رساند و سپس خودکشی کرد، که سبب اختلاف و آشفتگی بزرگی در میان ارتش "Wei" شد. وقتی که خبر مرگ "Yu Yu" بهپادشاه دانگچئون رسید، او دستور داد که یک بنای یادبود برای "Yu Yu" بسازند. سپس او ارتش را رهبری کرد و به نیروهای "Wei"، حمله کرد و به آنها فشار آورد تا از خاک گوگوریو خارج شوند. ژنرال (Mil U (밀우, 密友 و (Yu Okgu (유옥구,劉屋句، نیروهای "Wei" را مجبور به عقب نشینی کردند. نیروهای گوگوریو در این جنگ پیروز شدند و توانستند تمام سرزمینهایی اشغالی را باز پس بگیرند.
در سال 247 میلادی، پادشاه دانگچئون، پسرش "Yeonbul" را به عنوان ولیعهد و جانشین خود معرفی کرد. او در سال 245 میلادی به سیلا، یکی دیگر از سه امپراطوری کره در جنوب، حمله کرد، اما در سال 248 میلادی با سیلا صلح کرد.
مرگ و جانشین[ویرایش]
دانگچئون در سال 248 میلادی، پس از 22 سال حکومت در اثر بیماری در گذشت. گفته شده که قبر او در جنوب استان “Pyongan”، نزدیک "Pyongyang"، واقع در کره شمالی میباشد. آمده است که دانگچئون بسیار محبوب بوده، بطوریکه تعداد زیادی از مردم در مراسم تدفین او شرکت کردند. ولیعهد "Yeon-Bul"، بلافاصله پس از مرگ پدرش به سلطنت رسید و پادشاه جونگچئون، گردید.
پادشاه 10 سانسانگ
سانسانگ (۲۲۷-۱۹۷ میلادی)، دهمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود. او سومین پسر هشتمین فرمانروا،پادشاه سیندائه، و برادر کوچکتر نهمین فرمانروا، پادشاه گگوکچئون، که بدون وارث فوت کرد، بود.
سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی[ویرایش]
به محض مرگ گگوکچئون، ملکه او، بانو "U"، از ادعای سانسانگ برای رسیدن به پادشاهی حمایت کرد و او را بر تخت نشاند. پس از آن، او ملکه سانسانگ شد. این موضوع نمایان ساخت که سنت ازدواج مرد، با زن برادر متوفای خود در گوگوریو هنوز صورت میپذیرفت، اما گذشته از این، قدرت بانو"U" را در دربار سلطنتی نشان داد.
بالگی، برادر بزرگتر سانسانگ، نیروهای شورشی را رهبری کرد و به پایتخت حمله کرد. سانسانگ، برادر کوچکتر خود، "Gyesu"، را برای مقابله با نیروهای شورشی فرستاد، و بالگی مجبور شد خود کشی کند. پس از آن، سانسانگ به سلسله هان چین به دلیل همدستی آنها در این شورش حمله کرد. گفته شده است که او، در سال ۲۰۹ میلادی، پایتخت را به "Jain" منتقل کرد. گرچه بعضی از محققین در تاریخ آن تردید دارند. در سال ۲۱۷ میلادی، او به هزاران خانواده از منطقه "Liaodong" پناهندگی داد و آنها را پذیرفت.
جانشین[ویرایش]
در یازدهمین ماه از سال ۲۰۸ میلادی، پادشاه در هنگام شکار، گرازنری را تعقیب کرد تا اینکه به روستایی در منطقه "Jutongchon" رسید، او در آن مکان با زن جوانی ملاقات کرد و یک روز را با او گذراند. ملکه در مورد این موضوع شنید و سعی کرد تا او را بکشد، ولی موفق نشد. آن زن، پسری به دنیا آورد، و ملکه دوم شد. آن پسر در سال ۲۱۳ میلادی ولیعهد شد و بعداً" پادشاه دانگچئونگردید.
سانسانگ، پس از ۳۱ سال فرمانروایی در سال ۲۲۷ میلادی فوت کرد، او را در محلی به نام "Sansang-neung" دفن کردند.
پادشاه 9 گگوکچئون
گگوکچئون (۱97-179 میلادی)، نهمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
سابقه و حکومت[ویرایش]
گگوکچئون، دومین پسر هشتمین پادشاه گوگوریو، سیندائه بود. با وجود اینکه برادر بزرگتر او، "(Go Balgi(고발기"، ولیعهد اصلی بود، صاحب منصبان دربار از گگوکچئون حمایت کردند، اودر سال 176 میلادی ولیعهد شد.
در سال 180 میلادی، گگوکچئون با بانو "U"، دختر "U So" از "Jena-bu"، جهت نیرومندتر کردن قدرت مرکزی، ازدواج کرد. بانو "U" بعد از مرگ همسرش، با برادر گگوکچئون، پادشاه سانسانگ، ازدواج کرد و ملکه باقیماند.در مدت سلطنت او، پنج قبیله قدرتمند منطقه که "بو" نامیده میشدند، به بخشهایی از امپراطوری مرکزی تبدیل شدند و یاغیان نیز توسط حکومت اشرافی سرکوب گردیدند.
در سال 182 میلادی، گگوکچئون، پرنس “Gye-Su” را برای مقابله با نیروهای مهاجم چینی سلسله هان، که از طرف فرماندار “Liaodong” اعزام شده بودند، فرستاد. با وجود اینکه پرنس “Gye-Su” توانسته بود، جلوی ارتش دشمن را بگیرد، پادشاه گگوکچئون در سال 184 میلادی، رهبری ارتش را مستقیماً" برای مقابله با تهاجم نیروهای هان بر عهده گرفت. در سال 191 میلادی، پادشاه گگوکچئون سیستم “meritocratic” را برای انتخاب صاحب منصبان دولت، پیاده کرد. در نتیجه این تصمیم او، تعداد زیادی از افراد با استعداد در سرتاسر گوگوریو کشف شدند، که مشهورترین آنها"Eul Pa-So " بود. او توانست به مقام وزیر اعظم دست پیدا کند.
بر اساس متون کهن سامگوک ساگی گفته شده است که، روزی در سال 194 میلادی، گگوکچئون به شکار رفت و با یک روستای قحطی زده روبرو شد. او مقداری از لباسها و غذاشو به یکی از روستاییها داد، و احساس کرد که او مسئول درد و محنت آن مردم میباشد. گگوکچئون، برای اصلاح و بهیود زندگی کشاورزان و روستائیان در امپراطوری، اقدام کرد.
Jindaebup[ویرایش]
Jindaebup، یک سیسنم قرض کردن حبوبات میباشد که توسط گگوکچئون، در سال 194 میلادی وضع گردید. بر اساس این سیتم مردم میتوانستند که از ماه مارچ تا ژوئیه، حبوبات قرض بگیرند و در ماه اکتبر قرض خود را پرداخت کنند.این سیستم در طول سلسله جوسون “Hwangok” ادامه پیدا کرد.
مرک و جانشین[ویرایش]
هرچند مخالفتها با تغییر جانشینی از پدر_فرزند به برادر به خاطر ارشدیت افزایش پیدا کرد. اما او بواسطه برادرش، سانسانگ، موفق به انجام این کار شد. نام پس از مرگ او ، گگوکچئون وون، برگفته از محل دفن او میباشد.
پادشاه 8 سیندائه
پادشاه سیندائه (۱۷۹-۱۶۵ میلادی)، هشتمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود. بر طبق نوشتههای سامگوک ساگی، سیندائه برادر ناتنی ششمین فرمانروا، پادشاه تائجو، و هفتمین فرمانروا، پادشاه چادائه، بود. سایر نوشتهها، او را پسر تائجو یا چادائه معرفی کردهاند.
او در دوران خشن چادائه، گوشه انزوا در کوهستان را اختیار کرد و آرام ماند. بعد از قتل چادائه بدست "Myeongnim Dap-bu"، صاحب منصبان دربار از سیندائه دعوت کردند تا بر تخت سلطنت بنشیند. در آن هنگام او ۷۷ ساله بود. سامگوک یوسا بیان میکند که او شخصاً تائجو و چادائه را به قتل رساند تا پادشاه شد. او سعی کرد با وارد کردن پسر چادائه و سایر مخالفانش به حکومت، دربار را تثبیت کند. او برای قدرتمند کردن خانواده سلطنتی، پست وزیر اعظم را ایجاد کرد و "Myeongnim Dap-bu" را به این مقام، منصوب کرد.
در سال ۱۶۹ و ۱۷۲ میلادی، گوگوریو مورد حمله چینیها قرار گرفت، اما به صورت موفقیت آمیزی در برابر آنها مقاومت کردند. گوگوریو به "Xianbei«پیوست و به نواحی»Yuju«و»Byeongju«از سلسله هان چین، حمله کرد، اما اتحاد آنها پیروزی بزرگی را به ارمغان نیاورد. هان در ۱۱ امین ماه از سال ۱۷۲ میلادی به گوگوریو حمله کرد، اما توسط ارتش»Myeongnim Dap-bu«در»Jwa-Won" شکست خورد.
در سال ۱۷۶ میلادی، او دومین پسرش(پادشاه گگوکچئون)را به عنوان ولیعهد معرفی کرد. سیندائه در دوازدهمین ماه از سال ۱۷۹ میلادی در سن ۹۱ سالگی درگذشت.
پادشاه 7 چادائه
چادائه (۱۶۵-۱۴۶ میلادی)، هفتمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی[ویرایش]
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، او جوانترین برادر پادشاه سابق، تائجو بزرگ بود. گفته شده، او شجاع و ظالم بوده است.
در طول حکومت برادرش، چادائه به طور موفقیت آمیزی حمله سلسله هان چین را دفع کرد و در دربار گوگوریو، صاحب قدرت شد. او سرانجام پس از حذف مخالفان خود، شامل "U BO" و "Go Bok-jang"، تاج وتخت را از تائجو، که احتمالاً" مجبور به کناره گیری شده بود، دریافت کرد.
حکومت[ویرایش]
چادائه، حتی پس از رسیدن به حکومت به تثبیت قدرت خود ادامه داد. در سومین سال حکومتش، به دستور او دو پسر تائجو کشته شدند. او یکی از برادرانش را مجبور به خودکشی کرد و جوانترین برادرش، Baekgo(پادشاه سیندائه)، را اذیت و آزار میکرد .
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، پیروی چندین حادثه طبیعی و ناآرامی عمومی، او توسط وزیرش "Myeongnim Dap-bu" کشته شد. مطابق سامگوک یوسا، فرمانروای بعدی، پادشاه سیندائه، تائجو و چادائه را به قتل رساند.
پادشاه 7 چادائه
چادائه (۱۶۵-۱۴۶ میلادی)، هفتمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی[ویرایش]
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، او جوانترین برادر پادشاه سابق، تائجو بزرگ بود. گفته شده، او شجاع و ظالم بوده است.
در طول حکومت برادرش، چادائه به طور موفقیت آمیزی حمله سلسله هان چین را دفع کرد و در دربار گوگوریو، صاحب قدرت شد. او سرانجام پس از حذف مخالفان خود، شامل "U BO" و "Go Bok-jang"، تاج وتخت را از تائجو، که احتمالاً" مجبور به کناره گیری شده بود، دریافت کرد.
حکومت[ویرایش]
چادائه، حتی پس از رسیدن به حکومت به تثبیت قدرت خود ادامه داد. در سومین سال حکومتش، به دستور او دو پسر تائجو کشته شدند. او یکی از برادرانش را مجبور به خودکشی کرد و جوانترین برادرش، Baekgo(پادشاه سیندائه)، را اذیت و آزار میکرد .
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، پیروی چندین حادثه طبیعی و ناآرامی عمومی، او توسط وزیرش "Myeongnim Dap-bu" کشته شد. مطابق سامگوک یوسا، فرمانروای بعدی، پادشاه سیندائه، تائجو و چادائه را به قتل رساند.
پادشاه 7 چادائه
چادائه (۱۶۵-۱۴۶ میلادی)، هفتمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی[ویرایش]
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، او جوانترین برادر پادشاه سابق، تائجو بزرگ بود. گفته شده، او شجاع و ظالم بوده است.
در طول حکومت برادرش، چادائه به طور موفقیت آمیزی حمله سلسله هان چین را دفع کرد و در دربار گوگوریو، صاحب قدرت شد. او سرانجام پس از حذف مخالفان خود، شامل "U BO" و "Go Bok-jang"، تاج وتخت را از تائجو، که احتمالاً" مجبور به کناره گیری شده بود، دریافت کرد.
حکومت[ویرایش]
چادائه، حتی پس از رسیدن به حکومت به تثبیت قدرت خود ادامه داد. در سومین سال حکومتش، به دستور او دو پسر تائجو کشته شدند. او یکی از برادرانش را مجبور به خودکشی کرد و جوانترین برادرش، Baekgo(پادشاه سیندائه)، را اذیت و آزار میکرد .
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، پیروی چندین حادثه طبیعی و ناآرامی عمومی، او توسط وزیرش "Myeongnim Dap-bu" کشته شد. مطابق سامگوک یوسا، فرمانروای بعدی، پادشاه سیندائه، تائجو و چادائه را به قتل رساند.
پادشاه 7 چادائه
چادائه (۱۶۵-۱۴۶ میلادی)، هفتمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
سابقه و بدست آوردن تخت پادشاهی[ویرایش]
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، او جوانترین برادر پادشاه سابق، تائجو بزرگ بود. گفته شده، او شجاع و ظالم بوده است.
در طول حکومت برادرش، چادائه به طور موفقیت آمیزی حمله سلسله هان چین را دفع کرد و در دربار گوگوریو، صاحب قدرت شد. او سرانجام پس از حذف مخالفان خود، شامل "U BO" و "Go Bok-jang"، تاج وتخت را از تائجو، که احتمالاً" مجبور به کناره گیری شده بود، دریافت کرد.
حکومت[ویرایش]
چادائه، حتی پس از رسیدن به حکومت به تثبیت قدرت خود ادامه داد. در سومین سال حکومتش، به دستور او دو پسر تائجو کشته شدند. او یکی از برادرانش را مجبور به خودکشی کرد و جوانترین برادرش، Baekgo(پادشاه سیندائه)، را اذیت و آزار میکرد .
بر اساس کتاب سامگوک ساگی، پیروی چندین حادثه طبیعی و ناآرامی عمومی، او توسط وزیرش "Myeongnim Dap-bu" کشته شد. مطابق سامگوک یوسا، فرمانروای بعدی، پادشاه سیندائه، تائجو و چادائه را به قتل رساند.
پادشاه 6 تائجو
تائجو (۱۴۶-۵۳ میلادی)، ششمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود. در بعضی از مواقع از او با نام پادشاه تائجوبزرگ نام برده شده است. او پس از قتل پادشاه موبون به سلطنت رسید. در دوران حکومت پادشاه تائجو، بر قلمرو گوگوریو افزوده شد و او یک حکومت مرکزی در امپراطوری ایجاد کرد. دوران حکومت ۹۳ ساله او به نظر میرسد، دومین حکومت طولانی (از نظر مدت فرمانروایی) در میان پادشاهان جهان است.
محتویات
[نهفتن]سابقه[ویرایش]
تائجو، نوه دومین فرمانروای گوگوریو، پادشاه یوری، بود. او پسر "Jaesa"، رئیس خاندان “Go” از دودمان “Kyeru”، یکی از ۵ خانواده قدرتمند در دربار سلطنتی، و مادر او اهل بویو بود.
گرچه، موبان منفور، پسرش را بعنوان ولیعهد معرفی کرده بود، بعد از مرگ او در سال ۵۳ میلادی، دربار گوگوریو "Jaesa" را بعنوان پادشاه بعدی کاندید کردن. گفته شده به خاطر سن بالا، "Jaesa" پیشنهاد آنها را رد کرد، و پسر هفت ساله او "Gung"، پادشاه شد. ملکه بیوه به عنوان نایب السلطنه شاه جوان فعالیت نمود.
توسعه و تمرکز[ویرایش]
پادشاه تائجو درطی اولین سال حکومتش، امپراطوری را با تبدیل کردن ۵ قبیله به ۵ ایالت که توسط یک حکمران، که از میان یکی از قبایل انتخاب میشد و تحت نظارت مستقیم پادشاه بود و بر آنها حکومت میکرد، متمرکز کرد. بدین وسیله او اساس کنترل و نظارت خانواده سلطنتی بر کلیه امور نظامی، اقتصادی و سیاسی را بنا نهاد.
پادشاه تائجو در سال ۵۶ میلادی ایالتهای شرقی اوکجی، ۶۸ میلادی "Galsa" و ۷۲ میلادی "Jona" و ۷۴ میلادی “Juna” را تصرف کرد. او جهت انجام امور حکومتی در مرکز، افرادی را از تمام کشور جذب نمود و برای قدرتمند کردن نظارت خانواده سلطنتی در سرتاسر کشور مسافرت کرد.
او چندین بار با سلسله هان چین جنگید و تجارت بین لی لانگ و هان را قطع نمود. در سال ۵۵ میلادی، او دستور ساخت یک قلعه نظامی را در ناحیه "Liaodong" را صادر کرد. پادشاه تائجو در سالهای ۱۰۵، ۱۱۱ و ۱۱۸ میلادی به مناطق مرزی چین حمله کرد. در سال ۱۲۲ میلادی، او با اتحادیه ماهان، در مرکز کره، و قبیله همسایه، Yemaek، جهت حمله به "Liaodong" پیمان بست. پادشاه تائجو با مهارت کشور گوگوریو را توسعه داد، او در سال ۱۴۶ میلادی اقدام به یک حمله بزرگ دیگر کرد.
مرگ[ویرایش]
در ۹۴امین سال حکومت پادشاه تائجو، برادر جوانتر تائجو،"Suseong"، به سلطنت رسید و پادشاه چادائه گردید. گرچه مطالب بیشتری در سامگوک ساگی یافت نشده، اما بر اساس سامگوک یوسا، چادائه طولی نکشید که توسط ۲ پسر تائجو کشته شد.فرمانروای بعدی، پادشاه سیندائه، برادر جوانتر و ناتنی تائجو و چادائه، در سال ۱۶۵ میلادی ۲ برادرش را به قتل رساند.
بر طبق سامگوک ساگی و سامگوک یوسا، تائجو در سن ۱۱۹ سالگی فوت کرد. بعد از ۹۳ سال فرمانروایی، از او به عنوان پادشاهی که طولانیترین طول عمر و حکومت را در تاریخ کره کرده، یاد میشود.
پادشاه 5 موبون
موبون (۵۳-۴۸ میلادی)، پنجمین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود.
بر طبق کتاب سامگوک ساگی، تاریخچه سه امپراطوری کره در قرن 12، موبون بزرگترین پسر سومین پادشاه گوگوریو، پادشاه دائموسین بود. گرچه، موبون در هنگام مرگ دائموسین ولیعهد بود، به علت جوان بودن، برادر کوچکتر دائموسین به سلطنت رسید. موبون بعد از مرگ مینجانگ، پادشاه شد.
هرچند، در کتاب سامگوک یوسا، از موبون به عنوان برادر بزرگتر مینجانگ نام برده شده است. برطبق نوشتههای کتاب سامگوک ساگی، موبون دارای شخصیتی خشن و خودسر بود. او خشم مردم معمولی را برانگیخت. در سال 49 میلادی، او به کشور هان چندین بار حمله کرد، اما بعد از آن با هان یک معاهده امضاء کرد.
پادشاه موبون توسط یکی از صاحب منصان دربار به نام "Duro" کشته شد. او در "موبون ون" دفن شده است.
پادشاه موبون، پسرش "Ik" را به عنوان ولیعهد معرفی کرده بود. اما پس از مرگ او، منازعاتی برای رسیدن به قدرت و تاج وتخت ایحاد شد. بعضی از محققان معتقد هستند که موبون، آخرین نفر از نسل “Hae” بود که توسط دومین امپراطور گوگوریو، یوری بنا نهاده شده بود و ششمین پادشاه، تائجو سلسله "Go" را ایجاد کرد. با عطف به گذشته، دودمان "Go" را با موسس گوگوریو، پادشاه جومونگ مرتبط دانسته اند
پادشاه 4 مینجانگ
گرچه، دوران فرمانروایی مینجانگ، طولانی نبود، اما او توانست از نبردهای نظامی اجتناب کند و آرامش را در بیشتر امپراطوری حفظ کند.
دوران حکومت او با چندین حادثه بد طبیعی مشخص شدهاست. در دومین سال حکومت مینجانگ، سیلی در استانهای شرقی رخ داد که موجب شد تا تعدادی از مردم خانههای خود را از دست بدهند و دچار قحطی شوند. با دیدن این وضعیت، مینجانگ، دستور داد تا در انبارهای غذا را باز کنند و مواد غذایی را به طور مساوی در میان مردم توزیع کنند
در چهارمین سال حکومت او، مینجانگ یک غار سنگی، در ناحیهای در غرب امپراطوری، ساخت و گفته شدهاست که او در آن بعد از یک شکار طولانی استراحت میکردهاست.
در سال ۴۸ میلادی، بعد از ۵ سال حکومت، مینجانگ، مریض شد و درگذشت. در بستر مرگ، او درخواست کرد تا او را در مکانی که در آن استراحت میکردهاست، دفن کنند و افراد او خواسته او را برآورده کردند. او در غار سنگی در "Minjung-won"، دفن گردید، بدین گونه از او پس از مرگ با نام مینجانگ، یاد میشود.
پادشاه 3 دائموسین(موهیل)
دائموسین (۴۴-۱۸ میلادی)، سومین امپراطور گوگوریو، شمالیترین در میان سه امپراطوری کره، بود. موهیول، به زودی گوگوریو را به سمت یک دوره توسعه ارضی بزرگ، تسخیر چندین کشور کوچک و امپراطوری قدرتمند بویو(دانگ بویو)، سوق داد.
پرنس موهیول، سومین پسر پادشاه یوری و نوه پادشاه جومونگ بود. او در سن ۲۰ سالگی، در سال ۱۴ بعد از میلاد ولیعهد گوگوریو شد و مدتی بعد، پس از مرگ پدرش، به سلطنت رسید. او در "Daesuchonwon" دفن شده بود.
موهیول، حکومت مرکزی گوگوریو را قوی کرد و قلمرو گوگوریو را گسترش داد. او در سال ۲۳ میلادی، بویو (دانگ بویو) را ضمیمه کشور گوگوریو کرد و پادشاه آن "Daeso"یا تسو، را کشت. موهیول، در سال ۲۶ میلادی «Gaema-guk» و پس از آن «Guda-guk» را تصرف کرد.
پس از دفع حمله چینیها در سال ۲۸ میلادی، او پسرش، پرنس هودونگ، را جهت حمله به مقر فرماندهی "Nangnang«، در سال ۳۲ میلادی فرستاد پادشاه نانگ ناگ دو دختر به نام لاهی و جامیونگ داشت که یکی باعث نابودی کشور می شد. پادشاه نانگ نانگ لاهی را که باعث نابودی می شد را به عنوان جانشین خود تعیین کرد و جامیونگ را به جایی دور افتاده به همراه پسر خدمتکار ملکه با قایق فرستاد و پس از مدتها جامیونگ قدرت پیشگویی را توسط هودونگ به دست می اورد و به قصر پدرش بر می گردد پادشاه موهیول هودونگ را به نانگ ناگ برای ازدواج با (لاهی) و برای گرفتن قصر می فرستد پرنس هودونگ با دختر پادشاه نانگ نانگ (لاهی) ازدواج می کند و در اخر هودونگ با اجیر کردن همسر خود (لاهی) برای پاره کردن طبل مقدس (جامیونگ گو) به نانگ نانگ می فرستد و پس از رسیدن به مقبره با کشتن نگهبانان وارد معبد می شود و پس از جنگ با جامیونگ لاهی طبل را پاره و توسط پرنده پیغام را به هودونگ می فرستد و ارتش گوگوریو وارد نانگ نانگ شده انجا را تسخیر می کنند و هنوز جامیونگ زنده مونده بود و پس از مدتها موهیول هودونگ را برای کشتن جامیونگ می فرستد. و طی جنگ با شورشی ها او را دستگیر کرده و شب را کنار دریا می مانند و جامیونگ هودونگ را گول زده. خنجری را در قلبش فرو می کند و هودونگ زنده می ماند. و هودونگ با دیدن سربازان گوگوریو جامیونگ رابغل کرده و شمشیر را وسط کمر خود و جامیونگ فرو میکند و هر دو میمیرند و پادشاه دائموسین موهیول،» Nangnang" را در سال ۳۷ میلادی فتح نمود.
پادشاه هودوگ پسر بانو یئون یا یون وایونگ بودند که دختر وزیر اعظم بویو (دانگ بویو) بود که دانگوانگ بر اثر ضربه شمشیر کشته شد همسر اول وی پادشاه موهیول و دومین همسر او سردار دوجین بود که خود رادر سن ۲۵ سالگی از کوه پرت کردو مرد با مرگ وی که قبل از تسخیر بویو بود تسو او را به عنوان ولیعهد قرار داده بود . ابتدا دانگ بویو شرقی سپس تمامی بویو نابود شد .
تصویر جدید[ویرایش]
امروزه، از دائموسین به عنوان یک الگو، برای "مانهوا" مشهور و بازی ویدیویی «Nexon: امپراطوری بادهاً، استفاده میشود. درام تاریخی »امپراطوری بادهاً نمایش آن در سپتامبر ۲۰۰۸ آغاز شد. این درام درباره "Manhwa"، همانطور که در بالا ذکر شد و شرح زندگی موهیول، پرنس گوگوریو، است که با یک پیشگویی بدنیا آمد. این پیشگویی بیان میکرد که موهیول باعث نابودیگوگوریو میشود. یوری پدرش به علت فشارهای مردم و سران حکومت مجبور میشود او را بکشد ولی حس پدری اش نمیگذارد و ظاهراً او را میکشد ولی حس پدری این اجازه را نمیدهد او را مخفیانه به میان مردم میفرستد و تا ۲۰ سالگی موهیول نمیدانست که شاهزادهاست و سختیهای زیادی کشید و....
یوری
[ویرایش]
یوری پسر پادشاه جومونگ، موسس امپراطوری گوگوریو بود. او همانند پدرش در جایی که او بزرگ شده بود در کنار مادرش بزرگ شد. یوری همراه مادرش، بانویه سویا، در سال ۱۹ قبل از میلاد، برای دیدن پدرش به گوگوریو رفت.
پادشاه جومونگ، یوری را به عنوان ولیعهد گوگوریو معرفی کرد. اونجو و بیریو(پسران سوسونو)، در معرض خطر قرارگرفتند. سوسونو همراه پسرانش گوگوریو را ترک کرد و به سمت جنوب رفت و کشور باکجه را تاسیس نمود، او مدتی بعد در "Michuhol" درگذشت. یوری بعد از مرگ پادشاه جومونگ، پادشاه گوگوریو شد.
سلطنت[ویرایش]
یوری، یک پادشاه قدرتمند و جنگجوی موفق توصیف شدهاست. او قبیله "Xiongnu" را در سال ۹ قبل از میلاد، شکست داد. در سال ۳ قبل از میلاد، یوری پایتخت را از قلعه جولبون به قلعهٔ گانگنا منتقل نمود.
همسایه گوگوریو، سلسله هان از چین، توسط وانگ مانگ، موسس سلسله ژین، منقرض گردید.
در سال ۱۲ میلادی، سی و یکمین سال حکومت پادشاه یوری، وانگ مانگ پیکی را به گوگوریو فرستاد و درخواست سرباز و اتحاد جهت غلبه بر "Xiongnu" کرد. شاه یوری درخواست او را نپذیرفت و به جای آن به ژین حمله کرد.
پادشاه یوری ۵ پسر و یک دختر به نام سریو داشت. وی بعد از مرگ بزرگترین پسرش دوجول، هامیونگ را به عنوان ولیعهد معرفی کرد. ولی بعدها یوری برای صلح مصلحتی به بویو میرود تا با پادشاه تسو آشتی کند.و همچنین موهیول پسر دیگر یوری در بویو بود و قرار بود که کشته شود به همین خاطر هامیونگ به مرزهای بویو حمله کرد و موهیول را نجات داد وقتی این خبر به گوش تسو رسید.تسو دستور داد تا هامیونگ خودش را جلوی تسو بکشد. و هامیونگ هم نپذیرفت. و دوباره به تسو حمله کرد و بدل تسو را کشت. . بار دیگر تسو دستور داد تا هامیونگ خودش را بکشد وگرنه یوری کشته میشود.وهامیونگ هم خودش را جلوی چشمان تسو کشت و پدرش را از مرگ نجات داد.
جانشین[ویرایش]
پادشاه یوری در سال ۱۸ میلادی، بعد از ۳۷ سال حکمرانی، درگذشت و موهیول (دائموسین) فرمانروای گوگوریو، گردید.
به قدرت رسیدن شاه یوری[ویرایش]
فرضیهٔ اول: پسرجومونگ[ویرایش]
نظریه رایج این است که یوری به عنوان پسر پادشاه جومونگ و بانو یه سویا جانشین او گردید. یک توضیح متداول برای تفاوت عنوان پدر و پسر در این است که، عنوان اصلی جومونگ، "Hae" بوده، اما او پس از تاسیس امپراطوری گوگوریو آن را به Go" تغییر داده بود. در کتابهای سامگوک ساگی و سامگوک یوسا به این تغییر عنوان اشاره شدهاست.
فرضیهٔ دوم: غصب تاج و تخت[ویرایش]
در مطالعات تازه صورت گرفته، بعضی از تاریخ نویسان، یک سری نظرات، در ارتباط با تاسیس گوگوریو ارائه کردند. آنها فکر میکنند که این احتمال وجود دارد که یوری، پسر جومونگ نباشد و فقط یک غاصب تاج و تخت باشد.
نظراتی که منجر به این نتیجه گیری توسط این گروه از تاریخ نویسان شد شامل، مرگ زودهنگام جومونگ، تفاوت عنوانها، رفتار تند یوری نسبت به بعضی از افراد قابل اعتماد جومونگ و تفاوت در روشهای حکومتی آنها بود.
پادشاه جومونگ، در سن ۴۰ سالگی درگذشت. همچنین تفاوت عنوانها ممکن است به معنی تغییر سلسله از خانواده Go به خانواده Hae باشد.
نکته قابل تامل دیگر، این حقیقت میباشد که اغلب افراد مورد اعتماد و نزدیک به جومونگ تبعید و یا مجبور به استعفا شدند. به طور مثال میتوان از هیوبو نام برد، که در زمره اولین سه پیروپادشاه جومونگ، برطبق اولین جلد گوگوریو از تاریخچه سه امپراطوری (سامگوک ساگی)، بود. هیوبو، به طور پیوسته با روش پادشاه یوری که پی در پی جهت شکار قصر را ترک میکرد، مخالفت میورزید. او با اصرار زیاد از پادشاه در خواست میکرد که با دقت بیشتری به مسائل مهم کشوری بپردازد.
اگرچه، خشم یوری افزایش پیدا کرد و هیوبو را مجبور به استعفا نمود، اما این ادعا شاید خنثی شود با اثبات این حقیقت که همه افراد پادشاه جومونگ حذف نشدند. ژنرال بو بان نو و اویی، در بیشتر دوران حکومت پادشاه یوری به گوگوریو خدمت کردند و نقشهای فعالی را در امپراطوری ایفاد کردند. گوگوریو در زمان حکومت یوری آن سیاست قاطع و گستردهای که در زمان حکومت جومونگ وجود داشت را نتوانست نشان دهد.
نظریهٔ سوم: شمشیر شکسته[ویرایش]
آخرین نظریه، به یک شمشر شکسته که در افسانه آمدهاست، اشاره میکند. بعضی از مورخین این طور استباط کردهاند که، یوری یک قطعه از شمشیر شکسته جومونگ را پیدا کرده و از او جهت فروپاشی حکومت جومونگ و به قدرت رسیدن خود استفاده کردهاست. روی هم رفته، این حقیقت که جومونگ ۵ ماه پس از رسیدن یوری فوت کرده، دلیل سوء ظن این گروه ار مورخین است.
جومونگ: افسانه تاسیس گوگوریو برگرفته از متون کهن کره از جمله لوح سنگی گوانگائتو میباشد. معروفترین متن شناخته شده با اندکی تغییرات از کتابهای سامگوک یوسا، سامگوک ساگی و دانگمیونگ سئونگ وانگ پیئون از دانگ گوک ایسانگ گوکجیپ بدست آمدهاست.
بحثهای مختلفی بر سر آنکه پدر واقعی او چه کسی بوده به وجود آمدهاست، در بعضی از متون کره، جومونگ را پسر هه موسو (解慕漱:به معنی پسر آسمان) و یوها (柳花:به معنی دختر خدای رودخانه هابک) توصیف کردهاند.
گفته شدهاست که هموسو با یوها زمانی که او در کنار رودخانه در حال حمام کردن بود آشنا شدهاست، اما خدای رودخانه هه موسو را قبول نکرد و او به آسمان برگشت. خدای رودخانه یوها را به اوبالسو (優渤水) تبعید کرد، مکانی که او با پادشاه دانگ بویو (بویو شمالی)، گوموا آشناشد و ندیمه او گردید. یوهوا که توسط هموسو باردار شده بود، پسری را بدنیا آورد[۲] که جومونگ نامیده شد و در زبان کرهای به معنی کماندار ماهر است. جومونگ در تیراندازی ماهر بود.
ترک دانگ بویو[ویرایش]
جومونگ برای مهارت استثنایی که در تیراندازی داشت، معروف بود. سرانجام به خاطر حسادت پسران گوموا، جومونگ مجبور به ترک دانگ بویو شد. برطبق افسانهای در هنگام فرار با اسبش به رودخانهای خروشان رسید، لاک پشتها و جانوران آبزی بر سطح آب آمدند و یک پل ایجاد کردند.[۳] هنگامیکه او به سرزمینی که در جنوب رودخانه قرار داشت وارد شد، مورد استقبال گو موسئو دانگون فرمانروای جولبون (که همان باک بویو بود) قرار گرفت. گو موسئو میدانست که جومونگ یک مرد معمولی نیست و دخترش سوسانو را به عقد او درآورد. بعد از مرگ گو موسئو در ۳۷ قبل از میلاد، جومونگ هفتمین دانگون در باک بویو گردید. او تمام ۵ قبیله جولبون را با یکدیگر متحد کرد و یک کشور پادشاهی متمرکز به وجود آورد.
اولین پادشاه گوگوریو[ویرایش]
جومونگ در سال ۳۷ قبل از میلاد کشور گوگوریو را تاسیس نمود و اولین پادشاه گوگوریو شد. در همان سال، پادشاه قبیله بیرو که سونگینگ نام داشت پس از دریافت کمک جهت شکست قبیلهمالگال که مورد هجوم آنها قرار گرفته بود، تسلیم جومونگ شد. در سال ۳۴ قبل از میلاد، جولبون سئونگ اولین شهر پایتخت گوگوریو همراه با قصر امپراتوری تکمیل شد. ۴ سال بعد و در سال ۲۸ قبل از میلاد، جومونگ ژنرال بو ویئوم را جهت تسخیر پادشاهی اوکجه فرستاد. در طی همان سال مادر جومونگ، یوها، در قصر دانگ بویو درگذشت و برای او یک مراسم خاکسپاری در حد یک ملکه گرفتند در حالیکه او فقط یک صیغه سلطنتی بود. جومونگ یک فرستاده و هدایای فراوانی جهت قدردانی از سخاوت پادشاه گوموا، برای او ارسال نمود. در سال ۱۹ قبل از میلاد، همسر اول جومونگ، یی سویا همراه پسرش، یوری، دانگ بویو را ترک کردند و وارد گوگوریو شد.[۴] یی سویا، ملکه شد و سوسانو همسر دوم جومونگ به علت فشارهای وارده و همچنین ترس از موقعیت پسرانش در آینده گوگوریو تصمیم به ترک آنجا گرفت. سوسانو، گوگوریو را همراه دو پسرش و تعدادی از مردم ترک کرد و آنها را به سمت جنوب شبه جزیره کره، مکانی که در حال حاضر کره جنوبیدر آن قرار دارد، رهبری کرد. جومونگ اولین پسرش یوری را به عنوان ولیعهد معرفی نمود و او را وارث تاج و تخت کرد.
مرگ و جانشین[ویرایش]
جومونگ در سال ۱۹ قبل از میلاد، در سن ۴۰ سالگی درگذشت.[۵] شاهزاده یوری که ولیعهد نیز بود، پدرش را در یک قبر هرمی شکلی دفن نمود و پس از مرگ به او نام چومو سئونگ وانگ را اهدا نمود.
فرضیات زیادی در مورد علت مرگ او مطرح است که از مهمترین آن میتوان به عفونت دست چپ او اشاره نمود.
میراث[ویرایش]
قلمرو پادشاهی گوگوریوی جومونگ، سرانجام توسعه پیدا کرد و به یک قدرت بزرگ منطقهای تبدیل شد. گوگوریو به مدت ۷۰۵ سال باقیماند و در این مدت ۲۸ پادشاه از خانواده سلطنتی گو بر آن حکمرانی کردند تا اینکه توسط نیروهای متحد تانگ-سیلا مورد هجوم قرار گرفت. امروزه فرزندان جومونگ از لقب گو در نام خانوادگی خود استفاده میکنند. در سال ۲۰۰۷-۲۰۰۶، شبکه تلویزیونیامبیسی کره جنوبی، درام تاریخی و پرطرفدار ۸۱ قسمتی افسانه جومونگ را تولید و پخش نمود.
خانواده[ویرایش]
فرزند از همسر اول: پادشاه یوری
- همسر دوم: سوسونو
فرزند از همسر دوم: بیریو و پادشاه اونجو